دیوان صافی (اشعار فارسی)

دیوان صافی (اشعار فارسی)

قاڵب:
دەفتەری شیعر
زمان:
فارسی، تورکی
ساڵی بڵاوبوونەوە:
1942

چاپەکان:

  • دیوانی سافی، چاپی سێیەمین ١٩٧٣ زایینی، چاپخانەی کوردستان هەولێر، گیوی موکریانی.
  • دیوانی سافی، پێداچوونەوەی؛ ئارمان کەریمی، چاپی یەکەم، بەهاری ٢٠١٦، فەرهەنگسەرای هونەر و ئەندێشە.
  • دیوانی سافی، لێکۆڵینەوە و ساغکردنەوەی محەمەدی مەلا مستەفا هیرانی، چاپخانەی وەزارەتی پەروەردە، هەولێر - ٢٠٠٤ ز.

لە ڤەژینبوکسدا:

تۆمارکراو لە داتابەیسدا:
100% (156 لە 156)
کاتی پێویست:
1 سەعات و 31 خولەک
ژمارەی بینین:
7035
بەشداربووان:

ناوەرۆک:

چه شکر گویمت ای خالق زمين و سما

1
2130

در غایت شرمندگی سر بر ندارم ای خدا

1
2174

الا ای احمد سرور تویی از سروران یکتا

1
1841

می خوارم از روز ازل ساقی تو پر کن جام ما

1
1812

سرکشی خوی توست باعث آزار ما

1
1865

اگر دانستمی یاران مراق این جدائی را

1
1776

سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما

1
1793

آتش عشق چون زدی بر جگر کباب را

1
1953

ساقیا برخیز و بازم ده شراب ناب را

1
1875

من که مفتون نگارم شاه خوبانم کجا؟

1
1788

هر چه کنی بکن، مکن سرزدکی نگار ما

1
2571

ای صنم تا چند باشم خانه ویران شما؟

1
1801

الا ای ساقی مهوش به اسرار می صهبا

1
1979

بنوازد اگرم شاه به دربانی را

1
1732

یار ما چون نکند یاد نیکو نامی را

1
1769

ساقی به عشق سپرده بادهٔ لعل فام را

1
1709

از در مرانید چون من گدا را

1
1772

شب تار است روزم از هوای ماه سیما را

1
1791

دیده چو دل دیده‌یی ساقی مستانه را

1
1850

شدم مستغرق عصیان یا رب

1
1830

از آتش هجران دوست، آید ز دل بوی کباب

1
1785

باری به سوی ما نگر ای دلبر عالی نسب

1
1753

بازم هوس باده‌پرستی دهد آن لب

1
1669

بهر خدا نگار من، روی ز عاشقان متاب

1
1771

ابر سیاه زلف او گشت حجاب آفتاب

1
1738

از دل حریق نارم و از دیده غرق آب

1
1727

ای روی تو از بهشت شد باب

1
1710

رونق رخسار او در روی خوبان داده تاب

1
1707

درج وفای عشق است، درگاه باز اشهب

1
1757

ای رشتهٔ مویت همه تاتای محبت

1
1689

از جدول ابرویت مانی شده حیرانت

1
1803

کافر عشقیم و اسلامی مرا در کار نیست

1
2029

بازم ز فراقت ای گل مست

1
1775

سر دادن از بهر تو هر شاه و وزیر است

1
1689

در سرم مو نیست یاران جمله خاشاک غمست

1
1644

بی گل روی نگارم گلشن ما گلخن است

1
1709

بر سرم گر صد هزاران جور یار آید خوش است

1
2045

بی تو هر لحظه مرا ساعت و ساعت ماهی است

1
1815

ساقیا می ده دلم آرام نیست

1
1916

گرچه دوریم ز تو لیک نشانم باقی است

1
1799

شهسواری دارم اندر دو جهان ممتاز اوست

1
1953

گنج توحید ز ازل این دل ویرانهٔ ماست

1
1810

از حیات دهنت خشک لبانم ای دوست

1
1746

به روی گل نگرانم که روی یار گل است

1
1927

الا ای ساقی دل مهجور یارست

1
1792

بر سرم افتاده یاران در ازل غوغای دوست

1
1871

روز عید آمد نهم سر بر سر میدان دوست

1
1803

قسمتم چون به سر کوی بتان افتاده است

1
1714

دل چو کشتی است به طوفان بلا افتاده است

1
1878

ساقیا باده بده باز دلم بیمار است

1
1775

من که جانانه پرستم چه باکم خلق است؟

1
1704

بی وجودت صنما گلشن ما گلخان است

1
1895

دل ز آه سینه در تاب و تب است

1
1829

چه باک از همه عالم که کار ما عشق است

1
1889

دل ماتم زده در عشق تو چون حیران است

1
1878

درد هجران نگارم کی سر آید الغیاث

1
1701

چون شور می و ساقی مرا حال مدامست

1
1610

بازم هوای یار وفادار الغیاث

1
1846

از فراق جان جانان دیده گریان الغیاث

1
1768

رهنمایان شریعت جمله در فرمان غوث

1
1704

نگارم از شه خوبان همی ستاند باج

1
1859

از تیر غمش شد هدف این سینهٔ مجروح

1
1662

دل گشت فدای یار فرّخ

1
1642

دل کرد سر مرا به نثار سر آن شوخ

1
1838

از درد بی دوایم یارم خبر ندارد

1
1801

رفیقان دست از جانم بدارید

1
1740

یار نو رسته بگو بهر چه دل شیدا کرد؟

1
1819

باز شور کوی جانان خودم در سر فتاد

1
1755

حالم به شیدایی فتاد، عشق است هر چه باد باد

1
1790

ز تاب درد هجرانم، مرا نام و نشان گم شد

1
1699

غم و اندوه چرخ واژگون خیلی جنونم کرد

1
1740

مژده ای بلبل شیدا که گل اندام رسید

1
1815

دانیم که عمر از شب هجران بسر آید

1
1711

آن نگار مهوشم چون زلف پیچ و تاب داد

1
1807

این دل دیوانه چندان ناله و شبگیر کرد

1
1688

محبت مایهٔ رسوایی بسیار می‌گردد

1
2016

ز نوک غمزه‌ات تن خانهٔ زنبور می‌گردد

1
1887

مژده ده این دل معلول که دلدار آید

1
1823

ز دست نفس بد فریاد پریشان گشته‌ام بر باد

1
1686

ای پیک ببر بیار کاغذ

1
1831

ای سرو چه مانی به قد یار وفادار

1
1800

در همه عمر تو را سیر ندیدم ای یار

1
1640

بلبلم، شیدا دلم، عشق گلم، همرنگ یار

1
1662

ای صبا ای قاصد عشاق زار

1
1725

خوابم نماند بر سر فکرش شب دراز

1
1560

این آتش عشقت به دلم هست نه هر کس

1
1647

ای یار مکن مرا فراموش

1
1794

به در کردم ز لوح دل خطای ننگ آمیزش

1
1594

رفیقانم دل دیوانه آتش

1
1667

ز بحر عشق تو هرگز نمی‌شویم خلاص

1
1654

نداشت هر که دل در هوای آن عارض

1
1587

شد پاسبان گنج به دور عذار خط

1
1676

کس بهره ندیده است به این سایهٔ واعظ

1
1612

جانا به درت چیست که عالم شده جامع؟

1
1526

باز اوفتاد بر سرم از غم هوای باغ

1
1546

ای که زده است طعنها بر گهران در صدف

1
1686

دلبر نازپرورم ابروی جفت کرد طاق

1
1630

تا به کی سودای سرای دل درین بازار عشق

1
1649

یاران چه بود چارهٔ درد دل غمناک؟

1
1596

این خط و خال تو ای یار نو نهال

1
1510

ز بیداد فراقت پادشاه دل گدا کردم

1
1540

در کون بجز یاد رخ یار نداریم

1
1680

پیش که بخواهم داد از دست غم یارم

1
1561

با دل یوسف نژادم میل زندانی کنم

1
1736

الا ای دهر دون پرور تو دادی خانه بر بادم

1
1479

مایهٔ تنگ دلی زان می صهبا دادم

1
1495

ز سنگ عشق مهرویان شکسته دست ادراکم

1
1444

حمد لله که یک ماه و دو پروین داریم

1
1459

دیده بینا کنم و روی نگاری بینم

1
1469

دل به عشق تو دهم صبر به یکجا فگنم

1
1472

بده ساقی می روز الستم

1
1529

نمی‌دانم چه احوالست در دل خود چها دارم

1
1508

ز درد دوری جانان همیشه باده می‌نوشم

1
1522

ای بسا هست در آتشگدهٔ هجرانم

1
1440

یا الهی چه شود باری به دلدار رسم

1
1473

من که همواره سگ کوی شه گیلانم

1
1671

بی شمع جمال دوست چون پروانه می‌گردم

1
1553

تو کجایی ای نگارا؟ به کجا صدا تو جویم؟

1
1574

ای ساقی بزم الست ما را به جام شاد کن

1
1602

ای شاهد درگاه حق باری در از ما باز کن

1
1484

جام می تو بر کف نه ساقی رو به شیدا کن

1
1491

گریه به حال دل کند مردم دیده‌های من

1
1548

بهار آمد چو بلبل زار مینالم که یارم کو؟

1
1822

یاران ز عشق اویم تا چند این ملامه؟

1
1576

پی آباد این دیر فنا ویران شدم یاهو

1
1611

دل ما عالم لاهوت بود کاشانه

1
1677

دیوانه و مستم کرد بوی خوش میخانه

1
1665

از نکهت نگارم گویا سحر دمیده

1
1630

ای جلوه‌گاه عشقت از غم نیارمیده

1
1584

ای که چشم تو مرا هم می و هم پیمانه

1
1700

ای زبدهٔ مهرویان تا چند نمی‌آیی

1
1599

ای جدول ابرویت طعنه زده از مانی

1
1763

جان فدای قدمت ای مفخر آل نبی

1
1741

بده ساقی شراب ارغوانی

1
1929

چه خوشست من بمیرم تو به سر مزارم آیی

1
2229

غیر جانم چون ندارم نقد رویت را بهایی

1
1629

ای گوهر یکدانهٔ اسرار الهی

1
1700

ای به لب کوثر و هم چشمهٔ حیوان داری

1
1721

ای مونس پروانه پروا نشدی آری

1
1727

یا که بر چشمم جمال یار بودی کاشکی

1
1724

عصات‌ عشق یارم من چه دانم از مسلمانی

1
1643

قصیده‌ی بحر نبوت

2
1715

مثنوی از سیاق شیخ مثنوی شیخ جلال الدین رومی و مخالفهٔ او از بحث نی و دل

1
1683

زان روز جمال توم اندر نظر افتاد

2
1724

هرگز نرسد سرو به بالای محمد

1
1720

شکوه از یار مگویید به اغیار الا

2
1658

بیرون شدم از صومعه المنة لله

2
1642

رفیقان همتی، فریاد، زاری

1
1702

مخمس صافی بر غزل «شیخ رضا» در مدح حضرت غوث الوری الشیخ عبدالقادر الگیلانی «قدس سره»

2
2621

اولور ساقی میء عشقنده در اول بادهٔ صهبا

1
2359

گو کل کاشانه سن چکمکته بر درج امانت وار

1
2277

صانمه‌ ای خواجه که بو عشق فنا سودا در

1
2248

گوگلمز‌ یاره‌ گیدر‌ کیمسه‌ اولور‌ چار ایتسون‌

1
2297

اختلاط ایتمه بو عالمده پریشان اوله سن

1
2259

گو گل وار بر طلسم ایچنده اما آشکار اولمز

1
2345

گو گل دنیای آت عقبای آل تاکه صفا اولسون

1
2278