دیوان صافی (اشعار فارسی)
قالب:
دفتر شعر
زبان:
فارسی، ترکی
سال انتشار:
1942
نسخهها:
- دیوانی سافی، چاپی سێیەمین ١٩٧٣ زایینی، چاپخانەی کوردستان هەولێر، گیوی موکریانی.
- دیوانی سافی، پێداچوونەوەی؛ ئارمان کەریمی، چاپی یەکەم، بەهاری ٢٠١٦، فەرهەنگسەرای هونەر و ئەندێشە.
- دیوانی سافی، لێکۆڵینەوە و ساغکردنەوەی محەمەدی مەلا مستەفا هیرانی، چاپخانەی وەزارەتی پەروەردە، هەولێر - ٢٠٠٤ ز.
در وژینبوکس:
اضافهشده به پایگاه داده:
100% (156 از 156)
زمان قرائت:
1 ساعت و 31 دقیقه
تعداد مشاهده:
7065
مشارکتکنندگان:
- هوزان عزیزی: تایپ
- هوزان عزیزی: آمادە کردن برای دیتابیس
فهرست:
چه شکر گویمت ای خالق زمين و سما
1
2146
در غایت شرمندگی سر بر ندارم ای خدا
1
2186
الا ای احمد سرور تویی از سروران یکتا
1
1855
می خوارم از روز ازل ساقی تو پر کن جام ما
1
1816
سرکشی خوی توست باعث آزار ما
1
1884
اگر دانستمی یاران مراق این جدائی را
1
1784
سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما
1
1800
آتش عشق چون زدی بر جگر کباب را
1
1965
ساقیا برخیز و بازم ده شراب ناب را
1
1885
من که مفتون نگارم شاه خوبانم کجا؟
1
1798
هر چه کنی بکن، مکن سرزدکی نگار ما
1
2587
ای صنم تا چند باشم خانه ویران شما؟
1
1808
الا ای ساقی مهوش به اسرار می صهبا
1
1988
بنوازد اگرم شاه به دربانی را
1
1734
یار ما چون نکند یاد نیکو نامی را
1
1774
ساقی به عشق سپرده بادهٔ لعل فام را
1
1716
از در مرانید چون من گدا را
1
1780
شب تار است روزم از هوای ماه سیما را
1
1795
دیده چو دل دیدهیی ساقی مستانه را
1
1853
شدم مستغرق عصیان یا رب
1
1833
از آتش هجران دوست، آید ز دل بوی کباب
1
1791
باری به سوی ما نگر ای دلبر عالی نسب
1
1757
بازم هوس بادهپرستی دهد آن لب
1
1672
بهر خدا نگار من، روی ز عاشقان متاب
1
1777
ابر سیاه زلف او گشت حجاب آفتاب
1
1746
از دل حریق نارم و از دیده غرق آب
1
1732
ای روی تو از بهشت شد باب
1
1720
رونق رخسار او در روی خوبان داده تاب
1
1716
درج وفای عشق است، درگاه باز اشهب
1
1768
ای رشتهٔ مویت همه تاتای محبت
1
1698
از جدول ابرویت مانی شده حیرانت
1
1806
کافر عشقیم و اسلامی مرا در کار نیست
1
2040
بازم ز فراقت ای گل مست
1
1786
سر دادن از بهر تو هر شاه و وزیر است
1
1694
در سرم مو نیست یاران جمله خاشاک غمست
1
1651
بی گل روی نگارم گلشن ما گلخن است
1
1715
بر سرم گر صد هزاران جور یار آید خوش است
1
2049
بی تو هر لحظه مرا ساعت و ساعت ماهی است
1
1820
ساقیا می ده دلم آرام نیست
1
1922
گرچه دوریم ز تو لیک نشانم باقی است
1
1805
شهسواری دارم اندر دو جهان ممتاز اوست
1
1957
گنج توحید ز ازل این دل ویرانهٔ ماست
1
1815
از حیات دهنت خشک لبانم ای دوست
1
1752
به روی گل نگرانم که روی یار گل است
1
1934
الا ای ساقی دل مهجور یارست
1
1798
بر سرم افتاده یاران در ازل غوغای دوست
1
1876
روز عید آمد نهم سر بر سر میدان دوست
1
1815
قسمتم چون به سر کوی بتان افتاده است
1
1716
دل چو کشتی است به طوفان بلا افتاده است
1
1884
ساقیا باده بده باز دلم بیمار است
1
1783
من که جانانه پرستم چه باکم خلق است؟
1
1715
بی وجودت صنما گلشن ما گلخان است
1
1900
دل ز آه سینه در تاب و تب است
1
1838
چه باک از همه عالم که کار ما عشق است
1
1893
دل ماتم زده در عشق تو چون حیران است
1
1892
درد هجران نگارم کی سر آید الغیاث
1
1704
چون شور می و ساقی مرا حال مدامست
1
1620
بازم هوای یار وفادار الغیاث
1
1853
از فراق جان جانان دیده گریان الغیاث
1
1779
رهنمایان شریعت جمله در فرمان غوث
1
1713
نگارم از شه خوبان همی ستاند باج
1
1866
از تیر غمش شد هدف این سینهٔ مجروح
1
1667
دل گشت فدای یار فرّخ
1
1650
دل کرد سر مرا به نثار سر آن شوخ
1
1844
از درد بی دوایم یارم خبر ندارد
1
1807
رفیقان دست از جانم بدارید
1
1743
یار نو رسته بگو بهر چه دل شیدا کرد؟
1
1823
باز شور کوی جانان خودم در سر فتاد
1
1761
حالم به شیدایی فتاد، عشق است هر چه باد باد
1
1792
ز تاب درد هجرانم، مرا نام و نشان گم شد
1
1706
غم و اندوه چرخ واژگون خیلی جنونم کرد
1
1747
مژده ای بلبل شیدا که گل اندام رسید
1
1817
دانیم که عمر از شب هجران بسر آید
1
1715
آن نگار مهوشم چون زلف پیچ و تاب داد
1
1811
این دل دیوانه چندان ناله و شبگیر کرد
1
1697
ز نوک غمزهات تن خانهٔ زنبور میگردد
1
1896
محبت مایهٔ رسوایی بسیار میگردد
1
2023
مژده ده این دل معلول که دلدار آید
1
1829
ز دست نفس بد فریاد پریشان گشتهام بر باد
1
1695
ای پیک ببر بیار کاغذ
1
1839
ای سرو چه مانی به قد یار وفادار
1
1811
در همه عمر تو را سیر ندیدم ای یار
1
1641
بلبلم، شیدا دلم، عشق گلم، همرنگ یار
1
1667
ای صبا ای قاصد عشاق زار
1
1730
خوابم نماند بر سر فکرش شب دراز
1
1569
این آتش عشقت به دلم هست نه هر کس
1
1651
ای یار مکن مرا فراموش
1
1802
به در کردم ز لوح دل خطای ننگ آمیزش
1
1599
رفیقانم دل دیوانه آتش
1
1673
ز بحر عشق تو هرگز نمیشویم خلاص
1
1660
نداشت هر که دل در هوای آن عارض
1
1595
شد پاسبان گنج به دور عذار خط
1
1687
کس بهره ندیده است به این سایهٔ واعظ
1
1619
جانا به درت چیست که عالم شده جامع؟
1
1535
باز اوفتاد بر سرم از غم هوای باغ
1
1553
ای که زده است طعنها بر گهران در صدف
1
1696
دلبر نازپرورم ابروی جفت کرد طاق
1
1640
تا به کی سودای سرای دل درین بازار عشق
1
1659
یاران چه بود چارهٔ درد دل غمناک؟
1
1602
این خط و خال تو ای یار نو نهال
1
1517
ز بیداد فراقت پادشاه دل گدا کردم
1
1548
در کون بجز یاد رخ یار نداریم
1
1685
پیش که بخواهم داد از دست غم یارم
1
1570
با دل یوسف نژادم میل زندانی کنم
1
1744
الا ای دهر دون پرور تو دادی خانه بر بادم
1
1494
مایهٔ تنگ دلی زان می صهبا دادم
1
1504
ز سنگ عشق مهرویان شکسته دست ادراکم
1
1456
حمد لله که یک ماه و دو پروین داریم
1
1468
دیده بینا کنم و روی نگاری بینم
1
1476
دل به عشق تو دهم صبر به یکجا فگنم
1
1478
بده ساقی می روز الستم
1
1541
نمیدانم چه احوالست در دل خود چها دارم
1
1514
ز درد دوری جانان همیشه باده مینوشم
1
1525
ای بسا هست در آتشگدهٔ هجرانم
1
1449
یا الهی چه شود باری به دلدار رسم
1
1480
من که همواره سگ کوی شه گیلانم
1
1676
بی شمع جمال دوست چون پروانه میگردم
1
1563
تو کجایی ای نگارا؟ به کجا صدا تو جویم؟
1
1580
ای ساقی بزم الست ما را به جام شاد کن
1
1608
ای شاهد درگاه حق باری در از ما باز کن
1
1494
جام می تو بر کف نه ساقی رو به شیدا کن
1
1500
گریه به حال دل کند مردم دیدههای من
1
1553
بهار آمد چو بلبل زار مینالم که یارم کو؟
1
1833
پی آباد این دیر فنا ویران شدم یاهو
1
1614
یاران ز عشق اویم تا چند این ملامه؟
1
1584
دل ما عالم لاهوت بود کاشانه
1
1683
دیوانه و مستم کرد بوی خوش میخانه
1
1677
از نکهت نگارم گویا سحر دمیده
1
1639
ای جلوهگاه عشقت از غم نیارمیده
1
1592
ای که چشم تو مرا هم می و هم پیمانه
1
1711
ای زبدهٔ مهرویان تا چند نمیآیی
1
1607
ای جدول ابرویت طعنه زده از مانی
1
1768
جان فدای قدمت ای مفخر آل نبی
1
1747
بده ساقی شراب ارغوانی
1
1939
چه خوشست من بمیرم تو به سر مزارم آیی
1
2235
غیر جانم چون ندارم نقد رویت را بهایی
1
1635
ای گوهر یکدانهٔ اسرار الهی
1
1707
ای به لب کوثر و هم چشمهٔ حیوان داری
1
1724
ای مونس پروانه پروا نشدی آری
1
1736
یا که بر چشمم جمال یار بودی کاشکی
1
1733
عصات عشق یارم من چه دانم از مسلمانی
1
1649
قصیدهی بحر نبوت
2
1721
مثنوی از سیاق شیخ مثنوی شیخ جلال الدین رومی و مخالفهٔ او از بحث نی و دل
1
1687
زان روز جمال توم اندر نظر افتاد
2
1732
هرگز نرسد سرو به بالای محمد
1
1730
شکوه از یار مگویید به اغیار الا
2
1667
بیرون شدم از صومعه المنة لله
2
1647
رفیقان همتی، فریاد، زاری
1
1706
مخمس صافی بر غزل «شیخ رضا» در مدح حضرت غوث الوری الشیخ عبدالقادر الگیلانی «قدس سره»
2
2631
اولور ساقی میء عشقنده در اول بادهٔ صهبا
1
2365
گو کل کاشانه سن چکمکته بر درج امانت وار
1
2282
صانمه ای خواجه که بو عشق فنا سودا در
1
2260
گوگلمز یاره گیدر کیمسه اولور چار ایتسون
1
2303
اختلاط ایتمه بو عالمده پریشان اوله سن
1
2269
گو گل وار بر طلسم ایچنده اما آشکار اولمز
1
2352
گو گل دنیای آت عقبای آل تاکه صفا اولسون
1
2289