جام می تو بر کف نه ساقی رو به شیدا کن

از کتاب:
دیوان صافی (اشعار فارسی)
اثر:
صافی هیرانی (1873-1942)
 1 دقیقه  1 مشاهده
جام می تو بر کف نه ساقی رو به شیدا کن
آتش از هوای خود باز درد دلم جا کن
هر کسی ز عشق تو لحظه‌ای بود فارغ
کشتنش روا باشد، سر بریده یغما کن
سر نهادهٔ راهم تا برو نهی پای
بندهٔ هواخواهم یک نظر سوی ما کن
دل به کوی تو جانا، گشته است دیوانه
از دو تار گیسویت قیدی در سر و پا کن
چون ز دوری یارت دل نباشدش آرام
بهر وصل دلدارت صافیتخلص رو به بغدا کن