سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما

از کتاب:
دیوان صافی (اشعار فارسی)
اثر:
صافی هیرانی (1873-1942)
 1 دقیقه  1 مشاهده
سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما
گر چه روا دارد ستم بهر دل بی تاب ما
اشک وفا هر جا که ریخت خار جفا روئیده شد
در انتظار یار خود این دیده‌ٔ خوناب ما
کفر دو زلف و نور رو با هم عجایب معجز است
اندر خیال سرّ آن شبها نیاید خواب ما
بیماری چشم نگار در دو جهان همتاش نیست
چون نقش صنع قدرتست آن نرگس سیراب ما
صافیتخلص به امید سرت نزدیک می خواران مرو
پایت منه در بحر عشق گر ترسی از گرداب ما