ای که زده است طعنها بر گهران در صدف
از کتاب:
دیوان صافی (اشعار فارسی)
اثر:
صافی هیرانی (1873-1942)
1 دقیقه
1 مشاهده
ای که زده است طعنها بر گهران در صدف
چیست بود که دامنش باری بیفتدم به کف
بستن پای من چرا راه نجات نیستم
کین مژهها به قتل من دور گرفته صف به صف
قصهٔ درد عشق او فاش نمیشد ز من
باد صباست میبرد گرد رخم به هر طرف
دادن سر به راه یار بر سر کون واجبست
چون نرسد کسی به او در دو جهان از شرف
بهر هوای این جهان صافیتخلص ز عشق دم مزن
چون نکنند محرم راز کسان ناخلف