بده ساقی می روز الستم
از کتاب:
دیوان صافی (اشعار فارسی)
اثر:
صافی هیرانی (1873-1942)
1 دقیقه
1 مشاهده
بده ساقی می روز الستم
شود زین هستی خود باز رستم
بجز عشق توم در سر نباشد
ازین در دو جهان می خوار و مستم
شبم تا صبح نالین است و زاری
عطا کن بادهٔ شادی به دستم
مگر بهر عبودیت نگارا
ز طفلی بر بیان خود به بستم
به ترکت پند در گوشم نیاید
که تا مردن هواخواه تو هستم
از آن روزی چشیدم تلخ هجران
دو دست از جان شیرین باز شستم
به مژگان کرد ایما یعنی صافیتخلص
خطا گر نیست اصلا تیر شستم