دیوان وفایی (اشعار فارسی)

دیوان وفایی (اشعار فارسی)

قالب:
دفتر شعر
زبان:
کردی مرکزی
سال انتشار:
1902

نسخه‌ها:

  • میرزا عەبدوررەحیمی سابڵاخی، ’’دیوانی وەفایی’’، لێکۆڵینەوەی: محەمەد عەلی قەرەداغی، بەغدا: چاپخانەی کۆڕی زانیاریی کورد، ١٩٧٨.
  • عەبدوڕڕەحیمی وەفایی، ’’دیوانی وەفایی’’، ساغکردنەوەی موحەممەد سەعید نەجاڕی (ئاسۆ)، سنە: چاپ و بڵاوکردنەوەی کوردستان، ٢٠١٠ (١٣٨٩).

در وژینبوکس:

اضافه‌شده به پایگاه داده:
102% (91 از 89)
زمان قرائت:
1 ساعت و 20 دقیقه
تعداد مشاهده:
9080
مشارکت‌کنندگان:

فهرست:

ای صفابخش جان نسیم صبا

2
3000

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
2224

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
2102

بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را

1
2693

ای تُرک خطا، ماهِ خُتن، سرو خودآرا

1
2667

تاریک مکن روز مرا باز، نگارا

1
2722

ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا

1
2652

باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟

1
2470

شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را

1
2352

حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را

1
2579

بشکست چو زلف سیه مشکفشان را

1
2391

آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را

1
2468

ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را

1
2360

عبیدالله رئیس مرشدان و قطب ملت‌ها

تخمیسی از غزل حافظ شیرازی
2
2564

ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب

1
2618

ساقیا سوختم بیا بشتاب

1
2624

هان وفایی چه خفته‌ای دریاب

2
2320

خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب

1
2485

صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب

1
2655

مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب

2
2448

گوشهٔ چشمِ توام گوشه‌نشین کرد ز خود

1
2427

طرّه از باد وزان لرزان به روی دلبر است

1
2381

ای رخ و زلفت شب تاریک و روز روشن است

1
2612

ای فتنهٔ عالم به نگاه! این چه جمال است؟

1
2349

ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات است

1
2318

گر کائنات نامه شود صد هزار بار

1
2324

زلف مشکین بین که بر عارض پریشان کرده است

1
2462

ای به یادت عاشقان را هر نفس

1
2398

بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا

1
2363

قلم به دست من اندر سواد خطه‌ی نظم

1
2375

ای راحتِ دل، قوتِ روان، لعلِ لبانت

1
1960

خطا گفتم که زلفت مشک چین است

1
1990

به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است

1
2059

دلبری دارم که در عالم نظیرش کمتر است

1
2082

ای بت چین ای بلای جان خط و خالت

1
1794

به فریادم رس ای جان عزیز! آن لعل شیرینت

1
1955

کشیده طرّه سر از اختیار عارض قامت

2
1946

رفتم کنارش امروز جا گوشواره‌ام داد

1
1940

دل که با طرّه‌ی جانان سر سودا دارد

1
2116

بگذار تا بگریم در دیر راهبانان

1
1937

جز سر زلف تو دل که راه ندارد

1
1860

هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد

1
1987

دو هفت سال ریاضات خاک شمزینان

1
1983

سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد

1
1878

بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد

1
1950

بتم چو طرّه به رخسار خود فشان می‌کرد

1
1700

حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد

1
1760

چشم سیاه مستت با ما ببین چه‌ها کرد

2
2080

آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد

1
1741

به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد

1
1718

شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد

1
1670

دل دیوانه‌ای دارم دمی بی غم نخواهد شد

1
1881

مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد

1
1823

دوش اندر میکده چون و چه زیبا زدند

4
1755

شکل و بالای تو را، یارب، چه شیرین بسته‌اند

1
1687

در ازل سنبل گیسوی تو را شانه زدند

1
1862

بت من طرّه چو بر برگ سمن بر شکند

1
1644

من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین

1
1831

مستانه چو از میکده بیرون آید

1
2000

ای شکر اگر وانرسی خال مگس

1
1697

جانا شب دوش مرغکی غالیه فام

1
1785

خوشا روزی ز دنیا در به در بم

1
2010

نگارینم! دل و جانم! حبیبم!

1
1833

هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم

1
1806

رنجیدهٔ یاران ز دوران گله دارم

1
1818

من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم

1
1890

به خیال تو به هر جای که من می‌نگرم

1
1994

گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم

1
1918

به کویِ یار هر دم از فراقِ یار می‌نالم

1
1874

ای آفت دل بلای جانم!

1
1870

بی تو ای دوست ندانم که چه گویم چونم

1
1709

السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من

2
1806

یار ارمنی مذهب! شوخ عیسوی ملت

1
2668

ای تطاول بین که از دست شب یلدا کشم

2
1665

ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو

2
2235

فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده

1
1630

مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است

1
1736

شب است این زلف، یا روز جدایی؟

2
1688

ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین

1
1707

نمی‌دانم چرا ای دیده چندین خون فشان هستی؟

4
1681

کرم خواندی، ستم راندی، وفا گفتی، جفا کردی

2
1755

ندانم با وفاداران جفا کاری چرا کردی؟

2
1822

گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی

1
1637

در هر دو جهان گر اثر عشق نبودی

1
1675

شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی

1
1786

سیبا به نزاکت تو نازم

2
1662

ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی

1
1611

دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی

1
1642

مثنوی پیک صبا

8
1946

ساربان! ای مهربان محمل کش، ای چون من هزار

6
2349

در سفره‌ی دونان نکند روی «وفایی»

1
1688