دیوان وفایی (اشعار فارسی)

دیوان وفایی (اشعار فارسی)

قالب:
دفتر شعر
زبان:
کردی مرکزی
سال انتشار:
1902

نسخه‌ها:

  • میرزا عەبدوررەحیمی سابڵاخی، ’’دیوانی وەفایی’’، لێکۆڵینەوەی: محەمەد عەلی قەرەداغی، بەغدا: چاپخانەی کۆڕی زانیاریی کورد، ١٩٧٨.
  • عەبدوڕڕەحیمی وەفایی، ’’دیوانی وەفایی’’، ساغکردنەوەی موحەممەد سەعید نەجاڕی (ئاسۆ)، سنە: چاپ و بڵاوکردنەوەی کوردستان، ٢٠١٠ (١٣٨٩).

در وژینبوکس:

اضافه‌شده به پایگاه داده:
102% (91 از 89)
زمان قرائت:
1 ساعت و 20 دقیقه
تعداد مشاهده:
8218
مشارکت‌کنندگان:

فهرست:

ای صفابخش جان نسیم صبا

2
2782

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
1915

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
2046

بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را

1
2501

ای تُرک خطا، ماهِ خُتن، سرو خودآرا

1
2468

تاریک مکن روز مرا باز، نگارا

1
2490

ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا

1
2428

باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟

1
2274

شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را

1
2177

حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را

1
2394

بشکست چو زلف سیه مشکفشان را

1
2222

آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را

1
2309

ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را

1
2179

عبیدالله رئیس مرشدان و قطب ملت‌ها

تخمیسی از غزل حافظ شیرازی
2
2372

ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب

1
2430

ساقیا سوختم بیا بشتاب

1
2450

هان وفایی چه خفته‌ای دریاب

2
2149

خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب

1
2327

صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب

1
2471

مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب

2
2272

گوشهٔ چشمِ توام گوشه‌نشین کرد ز خود

1
2231

طرّه از باد وزان لرزان به روی دلبر است

1
2207

ای رخ و زلفت شب تاریک و روز روشن است

1
2402

ای فتنهٔ عالم به نگاه! این چه جمال است؟

1
2167

ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات است

1
2139

گر کائنات نامه شود صد هزار بار

1
2126

زلف مشکین بین که بر عارض پریشان کرده است

1
2262

ای به یادت عاشقان را هر نفس

1
2214

بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا

1
2180

قلم به دست من اندر سواد خطه‌ی نظم

1
2192

ای راحتِ دل، قوتِ روان، لعلِ لبانت

1
1764

خطا گفتم که زلفت مشک چین است

1
1769

به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است

1
1873

دلبری دارم که در عالم نظیرش کمتر است

1
1803

ای بت چین ای بلای جان خط و خالت

1
1617

به فریادم رس ای جان عزیز! آن لعل شیرینت

1
1757

کشیده طرّه سر از اختیار عارض قامت

2
1766

رفتم کنارش امروز جا گوشواره‌ام داد

1
1760

دل که با طرّه‌ی جانان سر سودا دارد

1
1920

بگذار تا بگریم در دیر راهبانان

1
1749

جز سر زلف تو دل که راه ندارد

1
1665

هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد

1
1794

دو هفت سال ریاضات خاک شمزینان

1
1781

سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد

1
1720

بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد

1
1774

بتم چو طرّه به رخسار خود فشان می‌کرد

1
1511

حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد

1
1596

چشم سیاه مستت با ما ببین چه‌ها کرد

2
1833

آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد

1
1543

به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد

1
1533

شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد

1
1500

دل دیوانه‌ای دارم دمی بی غم نخواهد شد

1
1695

مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد

1
1640

دوش اندر میکده چون و چه زیبا زدند

4
1572

شکل و بالای تو را، یارب، چه شیرین بسته‌اند

1
1510

در ازل سنبل گیسوی تو را شانه زدند

1
1655

بت من طرّه چو بر برگ سمن بر شکند

1
1484

من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین

1
1650

مستانه چو از میکده بیرون آید

1
1662

ای شکر اگر وانرسی خال مگس

1
1521

جانا شب دوش مرغکی غالیه فام

1
1620

خوشا روزی ز دنیا در به در بم

1
1806

نگارینم! دل و جانم! حبیبم!

1
1654

هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم

1
1608

رنجیدهٔ یاران ز دوران گله دارم

1
1647

من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم

1
1705

به خیال تو به هر جای که من می‌نگرم

1
1779

گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم

1
1751

به کویِ یار هر دم از فراقِ یار می‌نالم

1
1680

ای آفت دل بلای جانم!

1
1678

بی تو ای دوست ندانم که چه گویم چونم

1
1518

السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من

2
1623

یار ارمنی مذهب! شوخ عیسوی ملت

1
2198

ای تطاول بین که از دست شب یلدا کشم

2
1501

ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو

2
2008

فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده

1
1456

مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است

1
1536

شب است این زلف، یا روز جدایی؟

2
1503

ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین

1
1532

نمی‌دانم چرا ای دیده چندین خون فشان هستی؟

4
1499

کرم خواندی، ستم راندی، وفا گفتی، جفا کردی

2
1564

ندانم با وفاداران جفا کاری چرا کردی؟

2
1627

گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی

1
1472

در هر دو جهان گر اثر عشق نبودی

1
1501

شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی

1
1606

سیبا به نزاکت تو نازم

2
1477

ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی

1
1443

دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی

1
1463

مثنوی پیک صبا

8
1748

ساربان! ای مهربان محمل کش، ای چون من هزار

6
2137

در سفره‌ی دونان نکند روی «وفایی»

1
1496