دیوان وفایی (اشعار فارسی)

دیوان وفایی (اشعار فارسی)

قالب:
دفتر شعر
زبان:
کردی مرکزی
سال انتشار:
1902

نسخه‌ها:

  • میرزا عەبدوررەحیمی سابڵاخی، ’’دیوانی وەفایی’’، لێکۆڵینەوەی: محەمەد عەلی قەرەداغی، بەغدا: چاپخانەی کۆڕی زانیاریی کورد، ١٩٧٨.
  • عەبدوڕڕەحیمی وەفایی، ’’دیوانی وەفایی’’، ساغکردنەوەی موحەممەد سەعید نەجاڕی (ئاسۆ)، سنە: چاپ و بڵاوکردنەوەی کوردستان، ٢٠١٠ (١٣٨٩).

در وژینبوکس:

اضافه‌شده به پایگاه داده:
102% (91 از 89)
زمان قرائت:
1 ساعت و 20 دقیقه
تعداد مشاهده:
8936
مشارکت‌کنندگان:

فهرست:

ای صفابخش جان نسیم صبا

2
2957

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
2192

ساقی ای مظهر تجلی و نور

1
2054

بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را

1
2655

ای تُرک خطا، ماهِ خُتن، سرو خودآرا

1
2625

تاریک مکن روز مرا باز، نگارا

1
2677

ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا

1
2618

باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟

1
2439

شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را

1
2316

حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را

1
2542

بشکست چو زلف سیه مشکفشان را

1
2361

آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را

1
2441

ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را

1
2324

عبیدالله رئیس مرشدان و قطب ملت‌ها

تخمیسی از غزل حافظ شیرازی
2
2525

ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب

1
2578

ساقیا سوختم بیا بشتاب

1
2586

هان وفایی چه خفته‌ای دریاب

2
2288

خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب

1
2448

صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب

1
2623

مرا بی تاب داری هر دم ای زلف بتاب امشب

2
2407

گوشهٔ چشمِ توام گوشه‌نشین کرد ز خود

1
2386

طرّه از باد وزان لرزان به روی دلبر است

1
2343

ای رخ و زلفت شب تاریک و روز روشن است

1
2575

ای فتنهٔ عالم به نگاه! این چه جمال است؟

1
2299

ای آن که خطت سبز، لبت آب حیات است

1
2276

گر کائنات نامه شود صد هزار بار

1
2279

زلف مشکین بین که بر عارض پریشان کرده است

1
2417

ای به یادت عاشقان را هر نفس

1
2352

بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا

1
2310

قلم به دست من اندر سواد خطه‌ی نظم

1
2334

ای راحتِ دل، قوتِ روان، لعلِ لبانت

1
1924

خطا گفتم که زلفت مشک چین است

1
1936

به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است

1
2012

دلبری دارم که در عالم نظیرش کمتر است

1
1955

ای بت چین ای بلای جان خط و خالت

1
1752

به فریادم رس ای جان عزیز! آن لعل شیرینت

1
1901

کشیده طرّه سر از اختیار عارض قامت

2
1899

رفتم کنارش امروز جا گوشواره‌ام داد

1
1899

دل که با طرّه‌ی جانان سر سودا دارد

1
2066

بگذار تا بگریم در دیر راهبانان

1
1891

جز سر زلف تو دل که راه ندارد

1
1814

هر شام و سحر روی تو دیدن مزه دارد

1
1945

دو هفت سال ریاضات خاک شمزینان

1
1933

سیه شد زلف با خورشید رو تا آشنایی خودنمایی کرد

1
1836

بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد

1
1904

بتم چو طرّه به رخسار خود فشان می‌کرد

1
1657

حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد

1
1723

چشم سیاه مستت با ما ببین چه‌ها کرد

2
2028

آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد

1
1695

به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد

1
1677

شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد

1
1624

دل دیوانه‌ای دارم دمی بی غم نخواهد شد

1
1839

مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد

1
1782

دوش اندر میکده چون و چه زیبا زدند

4
1719

شکل و بالای تو را، یارب، چه شیرین بسته‌اند

1
1645

در ازل سنبل گیسوی تو را شانه زدند

1
1819

بت من طرّه چو بر برگ سمن بر شکند

1
1602

من توبه ز هر چه شیخ گوید پس ازین

1
1787

مستانه چو از میکده بیرون آید

1
1943

ای شکر اگر وانرسی خال مگس

1
1649

جانا شب دوش مرغکی غالیه فام

1
1741

خوشا روزی ز دنیا در به در بم

1
1956

نگارینم! دل و جانم! حبیبم!

1
1786

هم چو شاهین به هوس بال و پری بگشادم

1
1751

رنجیدهٔ یاران ز دوران گله دارم

1
1775

من که در گوشه کاشانه دلی خوش دارم

1
1839

به خیال تو به هر جای که من می‌نگرم

1
1942

گر من سوخته بر شاهد خوبان برسم

1
1878

به کویِ یار هر دم از فراقِ یار می‌نالم

1
1834

ای آفت دل بلای جانم!

1
1828

بی تو ای دوست ندانم که چه گویم چونم

1
1664

السلام ای باغ رویت «جنت المأوا» ی من

2
1764

یار ارمنی مذهب! شوخ عیسوی ملت

1
2595

ای تطاول بین که از دست شب یلدا کشم

2
1622

ای دلبرا! ای دلبرا! جانم فدای جان تو

2
2178

فدای جان پاکت ای غلام در به در کرده

1
1580

مرا تحیر از آن زلف و روی و نرگس مست است

1
1699

شب است این زلف، یا روز جدایی؟

2
1649

ای روی تو ابروی تو وان دو لب شیرین

1
1666

نمی‌دانم چرا ای دیده چندین خون فشان هستی؟

4
1632

کرم خواندی، ستم راندی، وفا گفتی، جفا کردی

2
1714

ندانم با وفاداران جفا کاری چرا کردی؟

2
1767

گفتم به بت ساده: که ای ترک خجندی

1
1596

در هر دو جهان گر اثر عشق نبودی

1
1632

شنیدم کز وفایی لطف کردی یاد فرمودی

1
1743

سیبا به نزاکت تو نازم

2
1612

ای به مصر سودایت صد عزیز قربانی

1
1571

دریغ عهد گل و عاشقی و روز جوانی

1
1602

مثنوی پیک صبا

8
1899

ساربان! ای مهربان محمل کش، ای چون من هزار

6
2302

در سفره‌ی دونان نکند روی «وفایی»

1
1637