جستجو

نمایش نتایج 1 به 15 از مجموع 91 نتیجه
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟
ای صفابخش جان نسیم صبا حرکات تو جمله روح افزا بگذری چون به شهر بی خبران به وفایی...
فارسی
غزل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای صفابخش جان نسیم صبا
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را پریشان بر صباح عید دارد شام یلدا را هلاکم ک...
فارسی
غزل
فعلاتن مفاعلن فعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای تُرک خطا، ماهِ خُتن، سرو خودآرا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا بر سوختهٔ خویش ببخشای خدارا ما تشنه لبانیم تو هم...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا بر چهره مزن شانه دگر زلف دو تا را دیوانه شدم در غم ...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا بر سوخته‌ی خویش ببخشای خدا را در هر شکن افتاده ...
فارسی
غزل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟ جان گرفتن بهر یک نظاره نادیدن چرا؟ با نگاهی قت...
فارسی
غزل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را یاسمن بر ماه من داغی به دل زد لاله را پر عر...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را مانا ز گلستان پر گل کرده دامان را ای کز اثر ...
فارسی
غزل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ساقیا سوختم بیا بشتاب
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را بشکست دگر رونق و بو، عنبر و بان را در ابروت از عارض ...
فارسی
غزل
فعلاتن مفاعلن فعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب
آن روز کزان طره به رخ بست شکن را در گردن خورشید و مه افکند رسن را گیسوی تو خود ر...
فارسی
غزل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را که این ظلمت فزاید روشنایی چشم خونین را ز ...
فارسی
غزل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب در اقالیم دل و جان خسرو مالک رقاب دارم امید وصال ...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را
ساقیا سوختم بیا بشتاب آتشم را نشان تاب شراب تا بدانند ماه سرو قد است برفکن از جم...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را
خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب گر ندیدستی ببین هندو به دوش آفتاب دوش در ...
فارسی
غزل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب دمی آرام جان باشد که رفت آرام جان امشب خیال...
فارسی
غزل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن