گەڕان
ئەنجامەکانی 1 بۆ 15 لە کۆی 308 ئەنجام
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ب
نقاب از چهره بردار ای جبینت ماه شهر آشوب
ای خنده، ز زیر لب جانانه برون آ
ای نشئه فزا باده، ز پیمانه برون آ
زان دیده تو ...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
به عشق از ماسوا خالی نمودم سینهی خود را
به عشق از ماسوا خالی نمودم سینهی خود را
به آتش من جلا دادم رخ آینهی خود را
د...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ب
ز ما سرگشتگان شوق گم شد کعبهی مطلب
کرد او گذر به خاک من خفته در بلا
شاه آمد از برای زیارت به کربلا
با آنکه جز بل...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ت
دلم ز روز ازل طالب ستم شده است
ای شکوه باغ حسن از سرو موزون شما
جانو دلها مست عشق از لعل میگون شما
چون گدا ...
فارسی
غەزەل
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ت
بر سینهی عاشق اثر کینه حرام است
ای صفای نور دلها پرتو روی شما
جان ما در پیچ و تاب از پیچش موی شما
غنچه دلخونی...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ت
ای دل مگو رقیب بر احوال من گریست
الا يا ايها الساقي ادر كأسا و ناولها
به نور می تو باز افروز شمع کشتهی دلها
ب...
فارسی
غەزەل
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
کرد او گذر به خاک من خفته در بلا
نه ثنا خوان تو منم تنها
صد هزارت بود به گلشنها
متکلم بود ولی با غیر
مادح تو ...
فارسی
غەزەل
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ب
تا به رغم من گشودی بر رخ احباب باب
بر سر این مرده ای روح حیاتافزا بیا
در رکابت شور حشر، ای فتنهی برپا بیا
دلستا...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
ای خنده، ز زیر لب جانانه برون آ
تا به رغم من گشودی بر رخ احباب باب
امشبم زین در ربودی از دل بیتاب تاب
رفت جان...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
«الا یا اَیُّها السّاقی اَدِرْ کَأسا و ناوِلْها»
چو شمع از آتش دل باشدم تابی به سر امشب
که نبود از گداز پیکر خویشم خبر امشب
به ...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
ای شکوه باغ حسن از سرو موزون شما
ز ما سرگشتگان شوق گم شد کعبهی مطلب
ز رحمت آیتی بنما به ما و «اهدنا یا رب»
به ...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
نه ثنا خوان تو منم تنها
نقاب از چهره بردار ای جبینت ماه شهر آشوب
ز جا بر یکدم از یک برق جلوه صبر صد ایو...
فارسی
غەزەل
فعلاتن مفاعلن فعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
ای صفای نور دلها پرتو روی شما
دلم ز روز ازل طالب ستم شده است
مصاحب غم و همصحبت الم شده است
به پیش من بنشین ت...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ب
چو شمع از آتش دل باشدم تابی به سر امشب
بر سینهی عاشق اثر کینه حرام است
در کیش صفا لکهی آیینه حرام است
در مذهب ما گر...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مەحوی › اشعار فارسی محوی ›
غزلیات/ا
بر سر این مرده ای روح حیاتافزا بیا
ای دل مگو رقیب بر احوال من گریست
میگو به حال آدم ما اهریمن گریست
هر بت پرست د...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن