گەڕان

ئەنجامەکانی 1 بۆ 15 لە کۆی 223 ئەنجام
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای صفابخش جان نسیم صبا
ای صفابخش جان نسیم صبا حرکات تو جمله روح افزا بگذری چون به شهر بی خبران به وفایی...
فارسی
غەزەل
فعلاتن مفاعلن فعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را پریشان بر صباح عید دارد شام یلدا را هلاکم ک...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا بر سوخته‌ی خویش ببخشای خدارا ما تشنه لبانیم تو ه...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا بر چهره مزن شانه دگر زلف دو تا را دیوانه شدم در غم ...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا بر سوخته‌ی خویش ببخشای خدا را در هر شکن افتاده ...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟ جان گرفتن بهر یک نظاره نادیدن چرا؟ با نگاهی قت...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را یاسمن بر ماه من داغی به دل زد لاله را پر عر...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را مانا ز گلستان پر گل کرده دامان را ای کز اثر ...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را بشکست دگر رونق و بو، عنبر و بان را در ابروت از عارض ...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را
آن روز کزان طره به رخ بست شکن را در گردن خورشید و مه افکند رسن را گیسوی تو خود ر...
فارسی
غەزەل
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را که این ظلمت فزاید روشنایی چشم خونین را ز ...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب در اقالیم دل و جان خسرو مالک رقاب دارم امید وصال ...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ساقیا سوختم بیا بشتاب
ساقیا سوختم بیا بشتاب آتشم را نشان تاب شراب تا بدانند ماه سرو قد است برفکن از جم...
فارسی
غەزەل
فعلاتن مفاعلن فعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب
خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب گر ندیدستی ببین هندو به دوش آفتاب دوش در ...
فارسی
غەزەل
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وەفاییدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب دمی آرام جان باشد که رفت آرام جان امشب خیال...
فارسی
غەزەل
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن