وقت ارشاد است

لە کتێبی:
دیوانی شێخ نووری
بەرهەمی:
شێخ نووری شێخ ساڵح (1896-1958)
 2 خولەک  525 بینین
وقت ارشاد است ای عالی ھمم اعیان ما
فرصت است امروز ای صاحب ھنر شبان ما
این ھما فریاد و سعی و ھمی غلیان ما
بھر استقلال کردان است این افغان ما
موسم سعی است نام و شھرتی پیدا کنیم
فکر ملیت حکمرانی کرد احیا کنیم
خاک در پشم حریص غیرە و اعدا کنیم
انگھی بین الملل نافذ شود فرمان ما
ای دعای قوم کرد این خواب غفلت تابکی
اختیار مسکنت اظھار ذلت تابکی
ای جھان معرفت ای اھل منعت تابکی
باد در قید اسارت مللک کردستان ما
سر زخاک سفلیت بردار علویت خوش است
نعمت آزادگی سودای ملیت خوش است
ادعای حاکمیت ذوق حریت خوش است
چیست این حال اسف انگلیز بی سامان ما
ارمن و گرج و عرب، افغان و فرس و پھلوی
نائل امال خود گشتند حتی موسوی
ای ملل مجلس اقوام تاکی نشنوی
بانگ این قوم نجیب و شکوەی کردان ما
ای سر افرازان ملت بگذرید از این نفاق
واصل مقصود گشتن حاصل است از اتفاق
نیست کمتر از «صلاح الدینکەس» اگر باشد وثاق
سرور والا نسب محمود عالیشان ما
حسن نیت، قابلیت، فکر آتی، اتحاد
انتظام عسکری، نشر معارف، اقتصاد
از حکومت عدل و از افراد ملت اعتیاد
لازم است اموز تا مثبت شود عرفان ما
ای نگھبان وطن بیدار و صاحب عزم باش
از سیاست واقف و دل سخت و صاحب عزم باش
در خضر پیویستە کار آرای وقت رزم باش
تا شود محفوظ خاک پاک کردستان ما
ما مخالف نیستم، میل احبا میکنیم
خدمت ھمسایگان و پیر و برنا میکنیم
ماحق مشروع و ملک خویش دعوا میکنیم
مجلس اقوام باید کرد استحسان ما