Lêgerîn

Encamên 1 Bo 15 Ji komê 89 Encam
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای صفابخش جان نسیم صبا
ای صفابخش جان نسیم صبا حرکات تو جمله روح افزا بگذری چون به شهر بی خبران به وفایی...
Farsî
Xezel
فعلاتن مفاعلن فعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را
بتم بر طلعت خود شانه زد زلف چلیپا را پریشان بر صباح عید دارد شام یلدا را هلاکم ک...
Farsî
Xezel
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خودآرا بر سوخته‌ی خویش ببخشای خدارا ما تشنه لبانیم تو ه...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا
تاریک مکن روز مرا باز، نگارا بر چهره مزن شانه دگر زلف دو تا را دیوانه شدم در غم ...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا
ای ترک خطا، ماه ختن، سرو خود آرا بر سوخته‌ی خویش ببخشای خدا را در هر شکن افتاده ...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟
باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟ جان گرفتن بهر یک نظاره نادیدن چرا؟ با نگاهی قت...
Farsî
Xezel
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلّاله را
شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را یاسمن بر ماه من داغی به دل زد لاله را پر عر...
Farsî
Xezel
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را
حلقه زد چون در دی زلفان رخ جانان را مانا ز گلستان پر گل کرده دامان را ای کز اثر ...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را
بشکست چو زلف سیه مشکفشان را بشکست دگر رونق و بو، عنبر و بان را در ابروت از عارض ...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
آن روز کزان طرّه به رخ بست شکن را
آن روز کزان طره به رخ بست شکن را در گردن خورشید و مه افکند رسن را گیسوی تو خود ر...
Farsî
Xezel
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ا
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را
ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را که این ظلمت فزاید روشنایی چشم خونین را ز ...
Farsî
Xezel
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب در اقالیم دل و جان خسرو مالک رقاب دارم امید وصال ...
Farsî
Xezel
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
ساقیا سوختم بیا بشتاب
ساقیا سوختم بیا بشتاب آتشم را نشان تاب شراب تا بدانند ماه سرو قد است برفکن از جم...
Farsî
Xezel
فعلاتن مفاعلن فعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
خوش همی غلتد به رویش طرّهٔ پر پیچ و تاب
خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب گر ندیدستی ببین هندو به دوش آفتاب دوش در ...
Farsî
Xezel
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
Wefayîدیوان وفایی (اشعار فارسی) ب
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب
صبا از من بگو با آن مه نامهربان امشب دمی آرام جان باشد که رفت آرام جان امشب خیال...
Farsî
Xezel
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن