Lêgerîn

Encamên 1 Bo 15 Ji komê 156 Encam
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
در غایت شرمندگی سر بر ندارم ای خدا
چه شکر گویمت ای خالق زمين و سما چه حمد جویمت ای رازق همه اشیا لسان نطق ندارد بیا...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
الا ای ساقی مهوش به اسرار می صهبا
در غایت شرمندگی سر بر ندارم ای خدا از بس که نقص بندگی بس شرمسارم ای خدا گشتم اسی...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
سرکشی خوی توست باعث آزار ما
الا ای احمد سرور تویی از سروران یکتا میان جمله پیغمبر شدی ممتاز و بی همتا در آن ...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
آتش عشق چون زدی بر جگر کباب را
می خوارم از روز ازل ساقی تو پر کن جام ما آیا چه آرد بر سرم؟ این طالع بدنام ما جا...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
ای صنم تا چند باشم خانه ویران شما؟
سرکشی خوی توست باعث آزار ما معجزهٔ موی توست رشتهٔ زنار ما چون اثر عشق بود علت ما...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
هر چه کنی بکن، مکن سرزدکی نگار ما
اگر دانستمی یاران مراق این جدائی را به خاطر ره نمی‌دادم هوای آشنائی را همین زهد ...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
بنوازد اگرم شاه به دربانی را
سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما گر چه روا دارد ستم بهر دل بی تاب ما اشک وفا ه...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
اگر دانستمی یاران مراق این جدائی را
آتش عشق چون زدی بر جگر کباب را زندگی نایدم به دل تا دم مرگ خواب را خام دلان همدم...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
الا ای احمد سرور تویی از سروران یکتا
ساقیا برخیز و بازم ده شراب ناب را تا چه آرد بر سرم غمهای‌ آن مهتاب را؟ سوی گلشن ...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
ساقیا برخیز و بازم ده شراب ناب را
من که مفتون نگارم شاه خوبانم کجا؟ مونس شبهای تارم ماه تابانم کجا؟ بر سر میدان عش...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
سر بر ندارم از در آن دلبر نایاب ما
هر چه کنی بکن، مکن سرزدکی نگار ما هر چه شوی بشو، مشو باعث آه و زار ما هر چه دهی ...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
یار ما چون نکند یاد نیکو نامی را
ای صنم تا چند باشم خانه ویران شما؟ سر به زانوی جفا از تاب هجران شما جلوه‌گاه توس...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
می خوارم از روز ازل ساقی تو پر کن جام ما
الا ای ساقی مهوش به اسرار می صهبا حریفان را به یاد آور مکن محروم ازین درگا چو ای...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
من که مفتون نگارم شاه خوبانم کجا؟
بنوازد اگرم شاه به دربانی را نخرم من به جوی ملک سلیمانی را خاک کویش چو فرح بخش د...
Farsî
Xezel
Safî Hîranîدیوان صافی (اشعار فارسی) ا
چه شکر گویمت ای خالق زمين و سما
یار ما چون نکند یاد نیکو نامی را من چرا میل کنم آیین اسلامی را درگهش چون همه دم ...
Farsî
Xezel