مخمس صافی بر غزل «شیخ رضا» در مدح حضرت غوث الوری الشیخ عبدالقادر الگیلانی «قدس سره»

From the Book:
Diwan-e Safi
By:
Safi Hirani (1873-1942)
 2 minutes  625 views
مده واعظ دیگر وعظ بهشت و حور غلمانش
نخواهم قصر جنت، آب کوثر، طاق ایوانش
به پیش زنده‌دلها چیست قدر باغ و بستانش
گلستانی که خواهی آستان غوث گیلانش
زده فیض مقدس خیمه در صحن خیابانش
نهاده پای بر دوشش ز سدره احمد مختار
ازان شد مفخر هر کامگار و مخزن اسرار
عبید درگهش را خود نه هر ابدال و هر ابرار
غلام کمترینش را لقب شد خواجهٔ احرار
به قطب العارفينArabic مشهور شد طفل دبستانش
غلام همت آن شاهباز هستیم تا مردن
که خاک بی بها از یک نگاهی کیمیا کردن
گروه چاکران او زد و عالم گرو بردن
شهنشاهان طفیل و تاجداران باج بر گردن
خداوندان اسیر و شهریاران بندهٔ فرمانش
مدار خامهٔ قدرت بود پرگار ابرویش
مقام جلوه‌گاه حق بود آن جبههٔ رویش
مزار رهنمایان شریعت مأمن سویش
مطاف پیر مردان طریقت کعبهٔ کویش
سر گردن فرازان حقیقت گوی میدانش
رفاعی راهم او بخشید تاج عز و مقصودش
چو نسبت داشت از قربت و خویشان معدودش
طفیل خوان انعامش نه هر شبلی و داودش
بها و نقشبندی خوشه‌چین خرمن جودش
شهاب سهره‌وردی کاسه لیس خوان احسانش
گروه پختگان یکسر به دل آمادهٔ عشقش
نظامیPerson و قیسPerson و مولاناPerson غلام زادهٔ عشقش
چو منصورPerson انا الحقArabic گو بسی جاندادهٔ عشقش
هزاران شمس تبریزیPerson خراب بادهٔ عشقش
هزاران پیر جامی جرعه‌نوش بزم احسانش
نجوید صافیPen name هرگز مقصد از قدسیان یعنی
بجز تو دیگری کی خواهد از ناسوتیان یعنی؟
سوای رفعتت نبود امید عاصیان یعنی
رضاPerson را همتی شهباز لاهوت آشیان یعنی
بیفگن استخوانی و سگ درگاه خود خوانش